الملا فتح الله الكاشاني
344
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
احسن رمزيست به آنچه متزين باشد به آن مقيل ايشان از حسن وجوه و ملاحت و صور جميله و غير آن از تحاسين و محتمل است كه مراد باحدهما مصدر باشد و به ديگرى زمان ايشان و معنى اينكه مكان و زمان ايشان اطيب آن چيزى باشد كه تخيل كرده باشند از امكنه و ازمنه * ( وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّماءُ ) * ظرف ملك است كه بعد از او مذكور است و تشفق در اصل تتشقق بوده كه حذف احدى التاءين شده و ميتواند بود كه ظرف متعلق با ذكر محذوف باشد معطوف بيوم يرون الملائكة يعنى ياد كن روزى را كه در آن شكافته شود آسمانها * ( بِالْغَمامِ ) * بسبب ابرى سفيد كه بالاى هفت طبقهء آسمانست و غلظ آن برابر همه سماوات و آن گرانتر است از همهء آسمانها و حقتعالى امروز آن را بقدرة كاملهء خود نگاه داشته چون روز قيامت رسد او را بر آسمان افكند بهر آسمان كه رسد شكافته گردد و در كشاف و انوار گفته كه آسمان بسبب طلوع غمام از آن منشق گردد فكانه تشقق السماء كما تقول شق السنام بالشفرة و انشق بها و نظير اينست منفطر به و اين غماميست كه مذكور است در كريمهء هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّه فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ وَالْمَلائِكَةُ و گويند با بمعنى عن است يعنى آسمان بشكافد از غمام و دور شود از آن تا غمام فرود آيد و نزد بعضى اين همان غمام است كه ظله بنى اسرائيل بوده در تيه و انشقاق آسمان به جهت نزول ملائكه باشد از آن كما قال * ( وَنُزِّلَ الْمَلائِكَةُ ) * و فرو فرستاده شوند فرشتگان كه در آن غمام باشند يا صحايف اعمال عباد * ( تَنْزِيلًا ) * فرو فرستادنى تا روى زمين بفرشتگان مملو گردد حاصل كه آسمان منفتح شود بغمامى كه از آن بيرون آيد و در آن غمام ملائكه نازل شوند و در دستهاى ايشان صحايف اعمال بندگان باشد و از ابن عباس مرويست كه آسمان دنيا شكافته شود و اهل آن از آن نازل شوند و ايشان اكثر از اهل زمين باشند از جن و انس همچنين آسمان دوم و سوم تا هفتم منشق شود و اهالى هر يك از آن اكثر از اهل زمين باشند و همه بر زمين نزول كنند و در موضح آورده كه ملائكهء هفت آسمان هفت صف شده و بگرد عالم درآيند * ( الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ ) * پادشاهى در آن روز * ( الْحَقُّ لِلرَّحْمنِ ) * ثابتست مر خداى بخشاينده را چه همه پادشاهى ملوك باطل شود و مدعيان در اين روز زبان دعوى مالكيت در بندند و به غير از پادشاهى او هيچ پادشاهى باقى نميماند بدانكه الملك مبتدا و الحق خبر است و للرحمن صلهء آن يا تبيين و يومئذ معمول ملك نه حق زيرا كه آن متاخر است و يا صفت است و خبر يومئذ و يا للرحمن يعنى پادشاهى ثابت كه زوال پذير نباشد در آن روز است و يا ملك حق مر خدايراست و گويند ملك بر سه قسم است ملك عظمت و آن مخصوص است به حق تعالى و ملك ديانت و آن بتمليك او سبحانه است و ملك جبريه و آن بغلبية دست دهد * ( وَكانَ ) *